آزمودم عقــــــــــــل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را
یادش بخیر انگار همین دیروز بود که در مجله وزین گل پسر متعلق به آقای س.س می خواندیم که: «چپ ها می فریبند و راست ها دیکتاتورند فقط سردار سردار است(همان سردار سازندگی) کمونیسم و لیبرالیسم هر دو محکوم به شکست هستند و اسلام پیروز است» اندک زمانی نگذشته بود که قاصد روزان ابری داروگ خبر آورد برایم که بله همین آقای مذکور جیبش پر شده است از پول های آقازاده ی لندن نشین! و بدین سبب است که تاجر ورشکسته را مساوی اسلام قرار می دهد! کاری نداریم که چنین فردی که گاها کلاه کمونیستی به سر می گذاشت و در خفا نظام اسلامی را تمسخر می کرد و از نظام سلطنتی دفاع می کرد بعدها یک پست کلیدی در شهری که بیش از 20هزار شهید تقدیم این انقلاب کرده است را دردست گرفت و ما را با چوب تمسخرش زد که این است نان به نرخ روز خوردن! متحیرم یک جوانی که ادعا می کرد از طبقات پایین جامعه است و پدرش کارمند، چطور توانست دفتری به آن عظمت در مرکز شهر اجاره کند و چه شد که در مدت زمان کوتاهی به آن ثروت دست یافت! چطور می شود کسی که دارای پرونده مفاسد اخلاقی و سیاسی بسیار است پست کلیدی را اشغال کند؟ این مورد را هم ضمیمه می کنم به حافظه ی خویش تا شاید با شاعر همنوا بخوانم: عجب صبری خدا دارد...
براستی آیا دچار قحط الرجال شده ایم؟؟؟