اسلایدر


 

a

نمی دونم چه حکمتی داره یه روز که آدم، از زمین و زمان بد دیده و اعصابش خرده، تمام خلایق جلوش رژه میرن و ازش سوال می پرسن! اونوقته که آدم می خواد ریز و درشت رو به فحش های چاله میدونی و البته مودبانه(مثلا بیشین بینیم با... اعصاب نداریم) ببنده و به طرف بگه حالا وقت پاییدین؟! این موضوع اندر احوالات یک روز ماست که وقتی خیلی حالمون گرفته بود پیرمرد ازمون پرسید قیطریه از همین مسیره؟ حالا مگه گوشش می فهمه یا باید دنبال سمعک بگردی براش یا با ادا و اطوار حالیش کنی! ملتم بیکار نشستن نگات می کنن، میگن ببین طرف خل شده! دو قدم برنداشتی جلو یکی میاد میگه: "ببخشید آقا علم و صنعت میخوام برم کمکم کنید؟" بعد آدم کفرش در میاد که خانم چرا از من می پرسید اینهمه خانم که اینجاست پس اصل خانم ها یک طرف، آقایون یک طرف چی میشه؟ خلاصه روت نمیشه اینا رو بهش بگی و راهنمایش می کنی! و به خودت میگی: عبادت بجز خدمت خلق نیست! میای دم مسجد الرسول یکی بهت میگه مترو کجاست(انگار طلب کاره) از سبیلش که نه، ولی از 29بیل و 4 دسته بیلش حساب می بری و میگی این طرف لطفا!!! هنوز 1000 متر قدم بر نداشتی خوشحال میشی از اینکه خیابون خلوته دیگه کسی نیست ازت سوال بپرسه و تمرکزت رو بهم بزنه و خلاصه غرق در افکارت میشی که دو تا دختر کمی تا قسمتی(بقول هواشناسها) پر سر و صدا جلوت سبز میشن و میگن: "آقا خیابون مظفر غربی کجاست؟" میگی نمیدونم و دوباره به سراغ افکارت میری که باز رشته افکارت رو پاره می کنن و میگن: "سرای دانش رو چی؟" میگی 500 متر جلوتر سمت چپ! اما میگن میشه با شما بیایم که نشونمون بدی! خلاصه پشت سرمون راه می افتن و هی فرت فرت حرف می زنن و می خندن و نمیذارن آدم یه ذره تمرکز کنه، انوقت توی دلت میگی وای "اسلام در خطر است!" آره متاسفانه در عصر عجیبی زندگی می کنیم! در عصری که خیلی ها حجاب را کشف می کنند و خیلی ها کشف حجاب! یه روز هم صبح شاد و شنگول ازمینی سیتی به قصد دانشگاه میای بیرون و هنوز دو قدم بر نداشتی می بینی یه جوان، سوار ماشین پلیس، آهنگ گلی خانم رو گذاشته؛ آدم می مونه چه بهش بگه اول به خودت میگی گزارش بدم؛  بعد میگی نه گناه داره! جوونه! بعدش میگی اصلا به من چه ربطی داره این پسر که خودش راضیه، گلی خانمم که راضیه پس تمومه دیگه ایشاالله به پای هم پیر بشن یا بقول قرتی ها: من راضی، تو راضی، گور بابای ناراضی؟؟!! این ماشین پلیس هم که ارزشی نداره؛ خدا رو شکر نفت زیاد داریم، قبض جرائم هم که زیاد شده بذار استفاده کنن ما که بخیل نیستیم!! بعد یکم فکر می کنی می بینی پس چرا سایر پلیس ها از این قابلیت(صدای آهنگ دلنشین گلی خانم) استفاده نمی کنن؟ پس از ساعاتی تامل به این نتیجه رهنمون میشی که بالاخره باید یه فرق محسوسی بین پلیس بالاشهر و پائین شهر باشه یا نه؟ خلاصه تا شب همش از اینجور فکرا میکنی و روزت رو خراب!

عمریست، خر سواری و خندانی ای رفیق

بیچاره آن پیاده که اشکش به دیده است


   مدیر تارنما
ثریای کویر ایران
عجب عدالتی! من از دل می نویسم؛ تو با چشم می خوانی، تازه اگر بخوانی... اگر...
خبر مایه
آمار تارنما

بازدید امروز :15
بازدید دیروز :13
کل بازدید : 490154
کل یاداشته ها : 103


طراحی توسط Sorayya.ir