اگر از سر سرزنش خلق نمی ترسیدم/..../ از در مدرسه تا میکده می رقصیدم
امام خمینی(ره)
باز 22 بهمنی دیگر رسید. پیامکی به من رسید از دوستی ولایی که گهگاه برای اذیت کردن بنده پیامک های جنبش سبز لجنی را برایم ارسال می کند مثل این پیامک: «می ترسم در کشوری بمیرم که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی است» بنده هم در جواب این دوست شفیق نوشتم: اصلا فکر نمی کردم در کشور شما هم ساندیس وجود داشته باشد چرا که شنیده بودم قبرس الاغ زیاد دارد بلانسبت شما! اما جا دارد از چند ارگان فعال در حماسه پرشکوه مردم قدردانی کنم: اول تشکر ویژه از شهرداری تهران که یک متر به یک متر سطل های زباله مخصوص کاغذ قرار داده بود بطوری که بنده از شروع انقلاب تا دستیابی به آزادی نتوانستم جایی برای انداختن کاغذ باطله پیدا کنم این اقدام هوشمندانه و فرهنگ سازانه شهرداری موجب گردید که مثل هر سال در مسیر بازگشت اصل شهر ما خانه ما به تمامه رعایت شود! دومین سپاس و تشکر به وزارت تازه تاسیس ورزش و جوانان و سازمان تامین اجتماعی می رسد که با پخش آهنگ های تکنو و فرح بخش تلاش خود برای ترویج و صیانت از شعائر مذهبی، به رخ سایر ارگان ها کشیدند! سوم، سپاس دوچندان از وزارت اقتصاد که چندان هم اقتصادی عمل نکرد! چهارمین تشکر مخصوص آموزش و پرورش منطقه 3 می شود که ضمن گریم خوشکل ها(با توجه به رعایت اصل خوشکل ها اینطرف، خوشکله ها اونطرف) در پایان مراسم نیز با آهنگ های مهیج و البته در چارچوب قانون زمینه را برای حرکات موزون برخی جوانان فراهم کرد(با رعایت اصل رقاص ها اینطرف، رقاصه ها آنطرف). تشکر و سپاس پنجم و آخر به وزارت دفاع تعلق می گیرد که با تولید انبوه هواپیمای بدون سرنشین rq170 موجبات خوشحالی مردم را فراهم کرد تا جایی که بنده دو تا از این هواپیماها را به غنیمت گرفتم و در جیب پر از خالی خویش قرار دادم تا در صورت لزوم یکی را داخل پاکت نامه بگذارم و برای اوباما بفرستم. اما تشکر واقعی نثار مردمانی باد که همچون دماوند حامی رهبر خویش هستند و همچون آب نیلگون خلیج همیشه فارس، با صداقت از کیان خود دفاع می کنند...